تبليغاتX
چندمین دور کلاغ

چهارشنبه 22 شهریور1385

باید شعر

از دهان تو آغاز می شود

با پرتو لرزان برف

و زانوانی در آمیزش باد 

کسی بر قاب پنجره است انگار

تا شعر

از نگاهی آغاز شود

که در آن مربعی خالیست.

نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم در 3:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 20 شهریور1385

به خوابم می آیی

به خانه ام نه

تاریک می شود نیمه ی دیگر هم

شعر در اندامم می پیچد

پیچیده ی روشنایت

تا خطی که وصل کند

                        نقطه های دور را

چندمین دور کلاغ است

برای نبودنت چای می ریزم.

نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم در 11:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 20 شهریور1385


تنها خط می اندازد بر خواب

جاروی رفتگر

در صبح بارانی

نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم در 11:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 شهریور1385

سیب      ترشح جنسی آذرماه      کنار می ریزد خیابان

راوی یک:   تنها صدای قدم هایش بودونفسهایم

              آن نعره از بود من برخاست

راوی دو:   قدم نمی زد عجله داشت خیابان را ندید

راوی سه:  ندیدمش  

کوله پشتی آبی     نبض آرام آنچه می لغزد     اندام مستاصل

یا چشمهایی که مانده اند    در خواب 

مرد راننده موها را بر خیابان ریخت

صدای زمختی گفت راوی چهارم:

آرایش غلیظی داشت

واگر ادامه دهم

ریخته است ستاره ای

 

 

نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم در 2:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1 شهریور1385

...چندمین دور کلاغ است 

برای نبودنت چای می ریزم ...

نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم در 11:40 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •