چندمین دور کلاغ
یکشنبه 10 تیر1386
برمی نخواستنم می خواست
آواره ای
منم که تویی یا تکسر این باران
با توام
با لب پایینت
کوک های درشت از پاهایم تا آفتاب پاشیده ام
دور محورم هایم دست کمر مو هایم خط درشت شلوار آبیم باران
خواب باش لطفن
من ما ی تنهایی هستم ساکن کاشی قهوه ای و تکثر خواست
باران پس نشسته از عکسهای تو قابهای خنده/دور
همینجایی
پیچ بلند موهات منم
پایی و پس.
نوشته شده توسط نسیم خسروی مقدم
در 10:25 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
